محمد ابراهيمى وركيانى

173

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

پيامبر درپى اين حادثه ، سپاهى را به فرماندهى جعفر بن ابىطالب ، زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه به‌سوى موته فرستاد . هنگامى كه شرحبيل از حركت سپاه اسلام آگاه شد ، با سپاهى عظيم در برابر آنان قرار گرفت . متأسفانه در اين جنگ نابرابر ، فرماندهان سپاه اسلام يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند ، تا اينكه خالد بن وليد پرچم را به‌دست گرفت و به صورت جنگ و گريز ، مسلمانان را از صحنهء جنگ خارج ساخت و به مدينه آورد . اين هزيمت براى مسلمانان قابل‌تحمل نبود و به همين‌رو خالد بن وليد و همراهانش مورد ملامت مسلمانان قرار گرفتند ، ولى پيامبر از آنان حمايت كرد و آنها را « كرار » ناميد . چه اينكه مردم مدينه به آنان « فرّار » لقب داده بودند . پيامبر ( ص ) به خاطر شهادت جعفر بن ابىطالب به‌شدت گريست و سپس به خانه او نزد همسرش اسماء بنت عميس آمد و فرزندانش را مورد لطف قرار داد . اسماء كه ملاطفت غيرمنتظرهء پيامبر را مشاهده كرد ، پرسيد : آيا براى جعفر حادثه‌اى رخ داده ؟ پيامبر درحالىكه اشك مىريخت ، فرمود : خداوند به جعفر به‌جاى دو دستى كه در راه خدا داد ، دو بال ارزانى داشت كه همانند فرشتگان در بهشت پرواز مىكند . سپس به فاطمه ( عليها السلام ) دستور داد براى خانوادهء جعفر كه عزادارند ، به‌مدت سه روز غذا فراهم نمايد . غزوهء تبوك در سال نهم هجرت به‌دنبال درگيرى مسلمانان با پادشاه غسانى - كه تحت‌الحمايه دولت روم بود - براى پيامبر ( ص ) خبر آمد كه قيصر روم با سپاهى عظيم در صدد جنگ با مسلمانان برآمده است . حضرت نيز فرمان داد تا مسلمانان براى مقابله با روميان آماده شوند . از سويى ايشان جمعى را نيز نزد مردم مكه و ديگر قبايل عرب مسلمان فرستاد تا با گروهى مناسب براى دفع خطر روميان حاضر شوند ، ولى به‌دليل گرماى شديد و جمع‌آورى محصولات تابستانى ، بسيارى براى اين سفر آماده نبودند . از همين روى ، منافقان نيز با استفاده از اين فرصت براى تضعيف روحيهء مسلمانان اظهار داشتند كه محمد جنگ با روميان را مانند جنگ با قبايل عرب پنداشته است . « 1 »

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 995 .